هوش تجاری,هوش کسب و کار,BI


هوش تجاری – مسیری که شرکت ها و سازمان ها باید طی کنند

از يک مثال ساده شروع مي کنيم. کسی در يک شرکت مي تواند کارش را بهتر انجام دهد كه تصميم گيري هايش بر مبناي اطلاعات واقعي باشد و نه بر مبناي بهترين حدسيات و يا بر اساس اينکه چگونه در گذشته آن کار را انجام داده است. چه اتفاقي رخ مي داد اگر هر آنچه را که فروشندگان ERP، و نرم افزار های کسب و کار و سایر سیستم ها و  اکنون هوش کسب و کار به شما وعده مي دادند در سازمان خود مي داشتيد؟ يعني وعده ي دسترسي فوري به همه ي داده هاي موجود در شرکت و سازمان شما با داشبوردهاي ديجيتالي و شاخص هاي عملکرد کليدي مورد نياز تا سازمان خود را اداره کنيد.

چه اتفاقي رخ مي داد اگر مي توانستيد با بينهايت کاوش در اجزا در داده هاي موجود و از منظرهاي متفاوت (Slice&Dice) ، بدون اينکه لازم باشد بدانيد از چه سيستمي تا سطح Transaction (تراکنش ها)، اين داده ها مي آيند کارتان را بهتر انجام مي داديد؟

کلیک ویو یکی از نرم افزارهای هوش تجاری است که به شرکت ها در سراسر جهان کمک مي کند تا از طريق گزارش گيري و تحليل داده ها، عملکرد اثر بخش و مطمئن بدون دردسر اضافي و هزينه هاي اجرايي زياد، بدست آورند.

ERP، CRM و ساير انواع سيستم ها و نرم افزارها، عوامل حياتي براي اداره ي سازمان ها و شرکت ها هستند. متأسفانه هنگامي که اين سيستم ها تراکنش ها و تعاملات داده ها را خوب اجرا مي کنند، در برابر گزارشگيري، تحليل و دسترسي به داده ها کم مي آورند، بهبود و قابليت هاي تحليل و گزارشگيري شرکتها جزء اولويت هاي مديران ارشد مالي  (CFO) در سال 2005 قرار گرفت.


نقاط ضعف در گزارشگيري سيستم ها و تحليل اطلاعات، بازار چند ميليون دلاري را براي نرم افزارهاي هوش کسب و کار ايجاد کرده است. هوش تجاری وعده ي بزرگ و عجيبي را به رهبران شرکتها مي دهد – دسترسي فوري به همه ي اطلاعاتي که در فرمت قابل استفاده به آن نياز داريد – نه تنها افراد و کارمندان نه فقط سازمان IT بلکه همه ي مديران و تصميم گيران، مي توانند از آن استفاده کنند.

 

 

چرا هوش تجاری (Business Intelligence)؟

امروزه با اطمينان کامل مي توان ادعا کرد که استفاده از راه حل هوش تجاری (BI) مي تواند قدرت رقابت پذيري يک سازمان را افزايش دهد و از ديگر سازمان ها متمايز نمايد. اين راه حل اين امکان را به سازمان ها مي دهد تا با بکارگيري اطلاعات موجود از مزاياي رقابتي و پيشرو بودن بهره برداري نمايند. اين راه امکان درک بهتر تقاضاها و نيازمندي هاي مشتريان و مديريت ارتباط با آنان را ميسر مي سازد. اين راه حل اين امکان را به سازمان مي دهد تا بتوانند تغييرات مثبت يا منفي را مانيتور کنند. امروز سازمانهاي پيشتاز صحبت از ERP و CRM و ... نمي کنند، رويکرد سازمانها به سمت هوش تجاری (BI) است. آنها به دنبال بهينه سازي فرآيندها از طريق ارزيابي و بهبود عملکرد خود و زيرمجموعه هاي وابسته به خود مي باشند. امروزه افزايش کارايي عملکرد آنچه که سرمايه گذاري شده، اهميت بيشتري پيدا کرده است.

در يک دهه گذشته بسياري از سازمان ها سرمايه گذاري هاي بسياري را روي تکنولوژي اطلاعات اعم از سخت افزار و نرم افزار کرده اند. در اقتصاد امروزه که هزينه ها بايد کاهش يابد، سازمان هاو شرکت ها از خود مي پرسند، "چه مقدار تا کنون براي تکنولوژي سرمايه گذاري کرده ايم ؟" و اينکه " از اين سرمايه گذاري چه سودي  برده ايم ؟". امروزه در کشورهاي پيشرو و توسعه يافته سرمايه گذاري در هوش تجاری (BI) در حال افزايش است. تحقيقات فارستر در سال 2003 از 877 سازمان (کوچک و بزرگ) و تصميم گيرندگان در حوزه IT نشان ميدهد که از رشد سرمايه گذاري 9/1% در زمينه IT برخوردارند ولي 45% آنان نياز به خريد ابزارهاي هوش تجاری (BI)  را دريافتند و براي آن اقدام مي کنند. چرا؟
دو دليل عمده وجود دارد که چرا صنايع و سازمان ها به هوش تجاری (BI) علاقمند شده اند. اول عصر اطلاعات دوم مسائل اقتصادي.


 در عصر اطلاعات، کسي که  اطلاعات دارد، داراي قدرت است. هر سازمان و شرکتي که از اين قدرت برخوردار باشد در صنعت و حرفه ي خود در مقايسه با رقباي خود متمايز و ممتاز مي شود. سازمان ها و شرکت ها، امروزه با سرعت اطلاعات حرکت و تغيير مي کنند. اخذ اطلاعات صحيح در زمان صحيح اساس و پايه سازمان ها است.

دليل ديگر استفاده از هوش تجاری (BI) اقتصاد است.  بقاي سازمان ها و شرکت ها در طوفان اقتصاد رقابتي امروز بر دو محدوده تمرکز شده است.

 

کاهش هزينه ها – افزايش در آمدها

در سازماني که هوش تجاری (BI) بکار گرفته مي شود، مديران مي توانند اطلاعات هزينه ها را از داخل سازمان استخراج نمايند و بدانند که هزينه ها چه هستند و تصميم هایي براي کاهش و حذف آنها بگيرند. تغييرات آينده را پيش بيني کنند و براي مسائل خود راه حلي داشته باشند. بمنظور افزايش درآمد، شرکتها بايد علاوه بر افزايش فروش خود، مثلا" مشتريان فعلي خود را حفظ کنند. حفظ مشتريان اغلب کاري بسيار پسنديده است. اما بايد بدانيم که کدام مشتري سود بيشتري عايد مي کند. معمولاً 20% مشتريان 80% سود شرکت را تامين مي کنند. شرکتها بايد ابتدا مشترياني که سود بيشتري را عايد مي سازند،  حفظ نمايد. هوش تجاری (BI) کاربرد بسياري در اين بخش نيز دارد.



گام بعدي تجزيه و تحليل رفتارهاي بازار، فروش و مشتريان پر سود ده هستند. اين دانش به مديران کمک مي کنند تا چگونه مشتريان خود را مديريت نمايند. براي جلب نظر مشتريان ممکن است پارامترهاي کانال هاي هزينه اي، فروش به مشتريان عمده و يا تغيير در حاشيه سود و ... مدنظر قرار گيرد. نکته مهم اينست که رفتارها با مشتريان يکسان نيست و هر مشتري يا گروهي ازمشتريان روابط خاص خود را خواهد داشت.

سرانجام، اينکه علاوه بر مشخصه هاي اطلاعاتي فوق ساير اطلاعات مديريتي براي تصميم گيري در سازمانها نيز وجود دارد که نياز به تحليل براي تصميم گيري دارد، مثل اطلاعاتي در حوزه ماموريت اصلي سازمان و يا شرکت، اطلاعات منابع انساني، اطلاعات توليد و ساخت، اطلاعات خدمات ارائه شده و ... هوش تجاری (BI) راه حلي براي بکارگيري اين اطلاعات و ايجاد هوشمندي در مديران مي باشد که آگاهانه تصميم گيري نمايند و تصميم آنان بر مبناي واقعيات و درک آگاهانه آنان از تغييرات فعلي و آتي و استفاده از سوابق در سازمان باشد.





هوش تجاری (BI) چيست ؟

هوش کسب و کار (BI) يعني “داشتن دانشي فراگير از همه عوامي که بر سازمان موثر است.”

داشتن دانش عميق نسبت به همه ي عوامل مثل: مشتريان (جامعه هدف و مخاطبين، ارباب رجوع و ...) رقبا، محيط اقتصادي، عمليات و فرآيندهاي سازماني (مالي، فروش، توليد، منابع انساني و ...) که تاثير زيادي بر کيفيت تصميمات مديريتي در سازمان مي گذارد هوش کسب و کار است. هوش سازماني شما را براي تصميم گيري در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت ها توانمند مي سازد.



فرآيند هوش کسب و کار در سازمان ها و شرکتها

فرآيند هوش کسب و کار در سازمان ها و شرکتها يک فرآيند پويا و تعاملي است. اين فرآيند با يک سئوال شروع مي گردد و پاسخ هاي سئوالات در يک حلقه ي تکرار فراهم مي شود. اين پاسخ ها امکان تصميم گيري براي مديران را فراهم مي کند. به شکل زير توجه گردد. شرح هر يک از مراحل مختصراً در ادامه توضيح داده شده است.




فرآيند هوش کسب و کار در سازمان ها و شرکتها,هوش تجاری,هوش کسب و کار



برنامه ريزي و هدايت

مرحله برنامه ريزي و هدايت در ابتدا و انتهاي فرآيند هوش کسب و کار عمل مي کند. در شروع متعاقب درخواست هاي مديران تصميم گير و سئوالات از سيستم با فرمول کردن سئوالات، برنامه ريزي براي پاسخ به سئوالات شروع خواهد شد.



مرحله اخذ اطلاعات از پايگاه اطلاعاتي

در اين مرحله اطلاعات از کليه پايگاه هاي اطلاعاتي (منابع اطلاعاتي) جمع آوري خواهند شد. داده هاي جمع آوري شده از داده هاي خام هستند و آگاهي يا دانشي را به استفاده کننده اضافه نخواهند کرد. اين داده ها مي بايست پردازش و پالايش نيز بشوند.

 

پردازش اطلاعات

در اين مرحله داده هاي جمع آوري شده مجتمع خواهند شد، روابط بين آنها شناسايي و آناليز شده و در نهايت قابل استفاده خواهند گرديد. اين مرحله شامل مراحل استخراج اطلاعات، تبديل اطلاعات و بارگذاري اطلاعات (Load)  مي شود.

 

آناليز و توليد اطلاعات

در اين مرحله با استفاده از تکنيکهاي پيشرفته از داده هاي مجتمع شده، هوشمندي ايجاد مي گردد. سيستم در انتهاي اين مرحله پاسخ هوشمندانه اي به سئوالات  مديران خواهد داد. اين پاسخ در قالب ارائه گزارشات، جداول و نمودارها منتشر مي گردد. و امکان تغيير سئوال و يا بررسي موضوع از زواياي ديگر منجر به تکرار چرخه ي فرآيند فوق خواهد شد.




برچسب هاهوش تجاری,هوش کسب و کار,BI



مطالب مرتبط :

- تحلیل نقش هوش تجاری به عنوان ابزار مدیریت دانش در تصمیم گیری های سازمانی